العلامة المجلسي

1118

حياة القلوب ( فارسي )

پادشاه گفت : در اينجا ميّتى هست كه هفت روز است مرده است ، پسر دهقانى است ومن أو را نگاهداشته‌ام ودفن نكرده‌ام تا پدرش بيايد ، أو را زنده كنيد . پس آن مرده را حاضر كردند وگنديده بود وباد كرده بود ، وايشان آشكارا دعا كردند وشمعون در پنهان تا آن مرده برخاست وگفت : من هفت روز است كه مرده‌ام ومرا در هفت وادى آتش داخل كردند وحذر مىفرمايم شما را از آن ديني كه داريد وايمان بياوريد به خداوند عالميان ، پس گفت : در اين وقت ديدم كه درهاى آسمان گشوده شد وجوان خوش‌روئى را ديدم كه از براي اين سه مرد كه نزد تو حاضرند شفاعت مىكرد نزد حق تعالى ؛ واشاره كرد به شمعون وآن دو رسول . پس ايشان تبليغ رسالت حضرت عيسى كردند وپادشاه وجمعى ايمان آوردند ، وأكثر بر كفر خود باقي ماندند ، وبعضي گفته‌اند كه : پادشاه وجميع أهل مملكت أو بر كفر ماندند بغير از حبيب نجّار كه أو ايمان آورد وأو را كشتند « 1 » . وظاهر آيات بعد از اين آن است كه جمعى ايمان نياوردند ومعذّب شده‌اند ، پس ممكن هست كه آن تتمهء آية ، أحوال أهل قريهء ديگر بوده باشد يا مراد از أحاديث آن باشد كه هر كه بعد از عذاب باقي ماند همه ايمان آوردند چنانچه حق تعالى مىفرمايد كه قالُوا ما أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا وَما أَنْزَلَ الرَّحْمنُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ « 2 » « گفتند أهل آن شهر به رسولان حضرت عيسى كه : نيستيد شما مگر بشرى مثل ما ، ونفرستاده است خداوند رحمان پيغمبرى وديني را ونيستيد شما مگر آنكه دروغ مىگوئيد » . قالُوا رَبُّنا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ . وَما عَلَيْنا إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ « 3 » « گفتند رسولان كه : پروردگار ما مىداند كه ما البتة بسوى شما فرستاده شده‌ايم وبر ما نيست مگر آنكه رسالت أو را به شما برسانيم وظاهر گردانيم » . قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ « 4 » « گفتند

--> ( 1 ) . عرائس المجالس 405 ؛ مجمع البيان 4 / 419 . ( 2 ) . سورهء يس : 15 . ( 3 ) . سورهء يس : 16 و 17 . ( 4 ) . سورهء يس : 18 .